اخبار ادبی | اخبار داخلی

در آستانه

یادداشت سردبیر

درباره زندگی

گالري بهمن | فرهاد حسن‌زاده
چند قدم جلوتر | حامد شكيبانيا
دل سرما | حسين مهكام
باران فال | رضا فياضي
بدبينايي | ارين مك‌گراو/ ترجمه: سيمين تك‌لو
مجموعه‌دار | سوزان سونتاگ/ ترجمه: فرزانه دوستي
بچه‌ننه | ديويد سدريس/ ترجمه: احسان لطفي

داستان

در يك روز اتفاق افتاد | حامد حبيبي
براي دل خجسته | احمد مدقق
سيلاب | ابوذر قاسميان
در كشوري ديگر | ديويد كنستانتين / ترجمه: ندا شاه قاسمي
وقت خواب | تيم پاركس / ترجمه: كيوان سررشته
آن‌ها كه مي‌دانند | هلن فيليپس/ ترجمه: حسام جناني

روايت‌هاي داستانی

روايت × سند زمستان سخت |گزارش‌های هواشناسی تهران در يكصد و شصت سال پيش
روايت × تصوير در حالت برف | عکس‌هايی از برف در تهران دوره قاجار
روايت × خاطرات اسب آزادي | گزيده‌اي از خاطرات مبارزين بااستبداد در عصر مشروطه | انتخاب: فرهاد محتشم اسفندياري

روايت‌هاي مستند

يك اتفاق ۱ شَت‌دان | روايت‌هايی از اعتصاب شرکت ‌نفتی‌های جزيره خارك/ گفت‌وگو و تنظيم: حسام اسلامي
یک اتفاق ۲ ۳۵ هم‌صدايي | چند قاب از روزهای انقلاب اسلامي | عكس‌ها: هادي هراجي
يك شغل سفيدپوشان | به مناسبت ولادت حضرت زينب (س)| نفيسه نصيران
يك اتفاق ۳ و مرگ ابر سياهي بود | چند روايت‌ از مه‌دود ۱۹۵۲ لندن | محمدحسين صديق

درباره داستان

جستار۱ ‌‌مهندسان روح بشر | ادبيات: صنعت پول و تجارت | دوبراوكا اوگرشيچ / ترجمه: بصير برهاني
جستار۲ حق نوشتن | كدام داستان‌ها را مي‌شود نوشت؟| ركسانا رابينسون/ ترجمه: آرمان ويسي

پایان خوش

سالاد فصل خاقان چين | آرش صادق‌بيگي
بنفش چرك‌تاب جاها عوض| ارما بومبك/ ترجمه: احسان لطفی
پايان‌باز شاگرد كلاس حرفه‌وفن | ديو بري/ ترجمه: حميد پاك‌نيا
داستان‌های دیدنی کامبیز درم‌بخش
مسابقه داستان یک‌خطی

چاپ عصر

بازتاب

این‌جا هستید: داستان » بلاگ داستان » اخبار ادبی » اخبار داخلی » فهرست شماره‌ی شصت‌وسوم، بهمن ۹۴
« مطلب قبلی:
مطلب بعدی: »

یک دیدگاه در پاسخ به «فهرست شماره‌ی شصت‌وسوم، بهمن ۹۴»

  1. آبلوموف -

    چند ماه فراموشش کرده بودم. خواندن مجله ی خوب داستان را می گویم.این از پیامد کتاب های نخوانده ی بسیاری است که در قفسه ی کتابخانه ام چشم انتظارند. وقتی از فضای خوب و پر نشاط این مجله که به لطف انواع نوشته هایی چون روایت و داستان و خاطره و … حاصل شده به کتاب های سنتی خودمان سرک می کشم انگار از تماشای یک تلویزیون رنگی به سمت تلویزیونی سیاه و سفید پرت شده ام. هر چند این چیزی نیست که از ارزش کارهای سیاه و سفید بکاهد.

    جایی می نشینم . داستان را روی پایم می گذارم و از همان ابتدا غرق آن می شوم. مجذوب عکس روی جلد. شیفته ی رنگ و روی آن. عنوان و نوع نوشتارش و حتی آن جمله ی کوتاهی که زیر عکس درج شده است.با نگاه عاشقانه ی پدر و فرزندی تماشایش می کنم. آرام ورقش می زنم. مثل چای خوش عطر عصر مزه مزه اش می کنم و آرام آرام می نوشمش. اکسیری از خاطره و خیال در من به هم می آمیزد و کیفورم می کند وانگار دلتنگی ها دور می شوند …