اخبار داخلی | خبر

نویسندگان تازه‌ای که اثرشان در مجله‌ی داستان همشهری منتشر شده است

تحریریه‌ی داستان تاکنون آثار ۳۴ نویسنده‌ی جوان را که هنوز کتابی در بازار نشر نداشته‌اند به خوانندگان و بازار نشر ایران معرفی کرده است. این داستان‌ها که ۳۹ عنوان بوده‌اند در دو بخش مختلف مجله چاپ شده‌اند. در شماره‌های مرداد ۱۳۸۹ تا شماره‌ی اسفند۸۹ و فروردین۹۰ این داستان‌ها و شرحی بر معرفی نویسنده‌شان در بخش «چاپ عصر»، صفحه‌ی «نویسندگان نو» منتشر می‌شد اما از شماره‌ی اردیبهشت ۱۳۹۱ این دسته از داستان‌ها هم به انتهای بخش داستان منتقل شدند و قسمت «با معرفی» برای معرفی نویسندگان تازه‌تر در «با حضور» مجله اضافه شد. فهرست عناوین این داستان‌ها و نام نویسنده‌ها به ترتیب زمان انتشار به شرح زیر است:

مرداد ۸۹: «پوتین گلی»، لیزا فاخر
شهریور ۸۹: «چرا دوتا خرس قطبی؟»، مجید اسطیری
مهر ۸۹: «جارودستی»، شیرین‌سادات صفوی
آبان ۸۹: «دروغ زن»، بهمن طالبی‌نژاد | «سیاهی ته باغ»، مهری رحیم‌زاده
آذر ۸۹: «نجات و برگرداندن توی ظرف»، محمدرضا زمانی | «دیوانه»، سیما وصلی راد
دی ۸۹: «جشن یک نفره»، علیرضا مازاریان | «تیغ»، امید کوره‌چی
بهمن ۸۹: «آقا و خانم»، کاوه هدایتی‌فر | «سوزن‌های خاکستری»، سمیرا نوروزناصری

اردیبهشت ۹۰: «زمان کوچه فرحناز»، مهدی علومی | «گیاه خپل»، فاطیما فاطری
خرداد ۹۰: «آقای نویسنده، کهنه‌کار است»، آرش اسدپور | «هانا»، آیین نوروزی
تیر ۹۰: «نجات‌یافتگان مثلث برمودا»، محمدرضا زمانی
شهریور ۹۰: «صید ماهی صبور»، محمدحسن ابوحمزه | «چهارشنبه»، معین فرخی
مهر ۹۰: «همه‌اش در آسمان بود»، سپیده صریحی
آبان ۹۰: «باغبان»، مرتضی شیربک
آذر ۹۰: «عروسک»، محمدعلی رکنی | «مسافرت نوید»، آیین نوروزی
دی ۹۰: «فلکه»، آرش سالاری
بهمن ۹۰: «خورشید از میان درختان غروب می‌کند»، معین فرخی

اردیبهشت ۹۱: «کجی»، زهرا درمان | «عالی‌جناب آلزایمر»، عرفان مجیب
خرداد ۹۱: «نارون»، حامد حاجیان | «کیش»، آیین نوروزی
تیر ۹۱: «آن سه نفر»، هومن نحوی
شهریور ۹۱: «آب شش»، ساناز خجسته‌سمیعی
مهر ۹۱: «بی‌خوابی»، فائزه اثناعشری
آبان ۹۱: «کناره خاکی جاده»، فاطمه سرکارپور
آذر ۹۱: «شهمیرزاد ۱۲ کیلومتر»، حمیدرضا واشقانی فراهانی
دی ۹۱: «قفس شیرها»، حمیدرضا فرهنگی
بهمن ۹۱: «استخر»، احمد ابوالفتحی

خرداد ۹۲: «آکواریوم اتاق کناری بود»، حامد سرایی
تیر ۹۲: «نزدیکی‌های دی‌ماه»، بیتا شادبخت
مرداد ۹۲: «ملکه من»، مریم منوچهری
شهریور ۹۲: «حلقه‌ها»، زینب توقع همدانی

این‌جا هستید: داستان » بلاگ داستان » اخبار داخلی » خبر » نویسندگان نو
« مطلب قبلی:
مطلب بعدی: »

۸ دیدگاه در پاسخ به «نویسندگان نو»

  1. پیمان مدنی -

    متشکرم. امیدوارم این روند ادامه دار و بیشتر باشد. من این گونه داستان ها را می پسندم ( به دلیل تأثیر بر ادبیات) نقد ها از سر دوستیست و علاقه ؛ مهم روند و نتیجه است. مسئله کثرت و تنوع است و البته کیفیت. گاهی اگر ما شخصا اثاری را بپسندیم و دنبال کنیم، مسئله ما اییم و سلیقه امان، اما وقتی در این آشفته بازار، تنها یک روزنه ی ریز است ، ناچاریم از آن روزنه توقع داشته باشیم پنجره شود و بتابد. دوستانی در خبر قبلی ناراحت شدند و گفتند طفلک داستان و داستانی ها که با امثال ما نادان ها تهدید می شود… اما داستان با فشار ها داستان می شود… داستان با تنوع و هوشمندی داستان می شود. داستان با شنیدن و اهمیت دادن داستان می شود. داستان با تغییر زنده می ماند. سکون، رخوت می اورد. خسته نباشید. کیفیتتان مستدام.

  2. بهزاد برخورداری -

    خیلی هم خوب و عالی .
    فراهم کردن فرصت برای آدمها تا استعدادشون را بروز بدن و کارشون را عرضه کنند بسیار قابل قدردانی است.
    به هر حال خوش به حال این ۳۴ نفر . من که تا حالا داستانهایی که فرستادم هیچ کدوم مورد قبول واقع نشدن ولی به امید آینده .

  3. زهرا دربندی -

    کارتان قابل ستایش است. نویسندگی را از آرزویی دست نیافتنی به تمرینی جذاب برای همه تبدیل کرده اید. سلامت باشید و پایدار بمانید.

  4. منیزه قاسمی -

    فوق العاده است باعث قوی شدن انگیزه در نویسندگان جدید در عرصه ادبیات داستانی میشود شاید در اینده شاهد اثاری فاخر باشیم .واین همان چیزیست که جامعه به ان احتیاج دارد.

  5. امین شیرپور -

    سلام و خدا قوت.
    این دیدگاه را یک بار گذاشته‌ام اما تایید نشده، دوباره می‌فرستنم چون شاید ایراد از ارسال من باشد.
    چند سوال داشتم:
    ۱- ۲۳ روز است کارگاه مجازی به روز نشده، اتفاقی افتاده که ما بی‌خبریم؟
    ۲- خوانش دسته‌جمعی یک داستان کجا رفت؟ یا حتی گفتگو با یک نویسنده در مورد یک داستان؟

    ببخشید اگر اینجا مطرح کردم، ایمیل دادم اما کماکان جوابی نگرفته‌ام.

    1. روناز کمالی -

      سلام. در مورد کارگاه، لطفا ایمیلی که برای‌تان فرستاده شده را بخوانید تا پاسخ‌تان را بگیرید. در مورد خوانش، هروقت بتوانیم انجام بدهیم، به مجله برمی‌گردد. متاسفانه از نظر اجرایی نمی‌توانیم هر شماره خوانش داشته باشیم.

  6. مریم -

    با سلام من دختری ۱۱ ساله هستم که تا به حال خیلی داستان نوشتم و از زمانی که مجله ی شما را خوانده ام انگیزه ام برای نوشتن داستان بسیار زیاد شده با تشکر از مجله ی خوبتون….

  7. محسن رئیسی -

    زندگی‌نامه‌ی نویسندگان قدیمی را که می‌خوانی با خودت فکر می‌کنی آن‌وقت‌ها که هنوز نه فضای مجازی بود و نه انقلاب الکترونیک آن بندگان خدا چه دستِ بازی برای انتشار آثارشان داشتند. تازه از این پراکندگی و شلختگی امروز هم خبری نبود و دست‌رنج‌شان به خوبی دیده و نقد می‌شد. آن‌ها که باید می‌ماندند و آن‌ها که نباید نه.
    با امروز که مقایسه می‌کنم دلم می‌گیرد. سایت‌هایی که امروز هستند و فردا نه، مجلاتی که قرار است ماه‌نامه باشند و گاهی گاه‌نامه هم نمی‌شوند و نویسندگانی که نزدیک‌اند اما حجم هرزنامه‌هایشان زیاد است و صدای‌شان دور.
    در این فضای ناامن و پیچیده‌ی مشکوک امید که پایدار بمانید.